تبلیغات
چگونه بتوانیم بازاریاب موفقی باشیم
چگونه بتوانیم بازاریاب موفقی باشیم
ایرانی قهرمان
جمعه 8 مرداد 1389

ویزیتور کیست؟

جمعه 8 مرداد 1389

نوع مطلب :
نویسنده :علیرضا ح-ر

بر اساس آنچه که در پست پیشین نوشتم و خواندید، ویزیتور کسی است که به حرفۀ ویزیتوری مشغول باشد. او می تواند مرد یا زن باشد، کم سواد و یا تحصیلکرده باشد و همانند خیلی از شاغلین دیگر، نا امید یا امیدوار، موفق یا ناموفق، پولدار یا بی پول، سخت کوش یا تنبل، متخصص یا غیر متخصص، حرفه ای و یا آماتور و ... باشد. مهم این است که بپذیریم ویزیتوری یک حرفه است. حرفه ای که در دایرۀ مشاغل مرتبط با بازاریابی شکل می گیرد و تعریف می شود.

یک ویزیتور در واقع یک کاتالوگ انسانی است. او یک معرف هوشمند و صاحب توانایی است. او کسی است که می داند چه چیزی را به چه کسانی بگوید تا بتواند در امر فروش محصول/ خدمت سازمان خود، نقش خود را ایفاء کند.

ویزیتورها را می توان از جنبه های مختلف تقسیم بندی کرد. مثلاً ویزیتور خلاق و یا ویزیتور رباطی، ویزیتور کارمند و یا ویزیتور کارفرما، ویزیتور موفق و یا ویزیتور ناموفق و به همین ترتیب، تقسیم بندی های دیگر. به عنوان مثال، ویزیتور ها غالباً چیزهایی را می گویند که به آنها گفته شده است تا بگویند. به سراغ مشتریانی می روند که از آنها خواسته شده است تا آنها را ملاقات کنند. ولی در این بین کسانی نیز پیدا می شوند که از قدرت فعالیت فکری و جسمی بیشتری برخوردارند، سؤالهای بیشتری را می پرسند، کنجکاوترند، مطلع ترند و همیشه راههایی را می یابند تا قدرت کاری خود را فراتر از چارچوبهای تعیین شده، به انجام برسانند و نتایج بیشتر و بهتری از سطح معمولی عاید خود کنند. این نوع ویزیتورها، ویزیتورهای خلاق و ساختار شکن هستند.

بخشی از وظایف مدیران فروش و بازاریابی یک سازمان، ارائه یک برنامۀ عملی به یک ویزیتور است. امروزه ویزیتورها بیشتر در شرکتهای خدماتی مثل چاپخانه ها و شرکتهای توزیعی مشغول به کار هستند و مهمترین وظیفۀ آنها معرفی و جلب سفارش است. از این رو، مدیران این سازمانها می بایست برنامه هایی را در هماهنگی با برنامه های استراتژیک و عملیاتی سازمان به ویزیتورها ارائه نمایند و آنها را راهبری و هدایت کنند.

در واقع این مدیر بازاریابی و یا فروش یک سازمان است که می تواند بهره وری یک ویزیتور را کاهش و یا افزایش دهد.

ویزیتوری علی رغم وجهه ای نامناسب و به غلط که در بین افراد به عنوان یک شغل دارد، می تواند شروع خوبی برای موفقیت در سایر مشاغل بازاریابی، تجارت، مدیریت و حتی سایر مشاغل غیر مرتبط باشد. چرا که اصول موفقیت در امر ویزیتوری از مهمترین اصول و ارکان موفقیت شغلی محسوب می شوند. یک ویزیتور می بایست نظم شخصی و فکری داشته باشد. برنامه ریز باشد. قدرت ارتباط مؤثر داشته باشد. رفتار شناس باشد. قابل اعتماد باشد. هدفمند و آراسته باشد. مصمم و سخت کوش باشد. اهل رقابت و رفاقت باشد و ...

یک ویزیتور می تواند در مراحل بعدی حرفۀ خود به یک فروشنده، بازاریاب و یک مدیرفروش، بازاریابی، مدیر عامل و ... تبدیل شود. در روزگار ویزیتوری تجاربی به دست می آید و انگیزه هایی رشد می کنند که در هیچ وقت و جای دیگر قابل دسترسی نیستند.

من به ویزیتورهای عزیز توصیه می کنم به شغل خود افتخار کنند و همواره یادگیرنده باشند. به این دوستان گرامی پیشنهاد می کنم در این حرفه هر روز گامی به جلوتر بردارند و پایۀ موفقیتهای بعدی را برای زندگی شان بنا نهند. وقتی به یاد انسانهای موفق و بزرگی در صحنه های مختلف زندگی می افتم که دورانی را با نام ویزیتور سپری کرده اند، به حرفی که می زنم مطمئن تر می شوم.

خود من نیز روزگاری را در حرفۀ ویزیتوری با مدرک تحصیلی کارشناسی ارشد، تجربه و سپری کرده ام.

 




پنجشنبه 7 مرداد 1389

چگونه بتوانیم بازاریاب موفقی باشیم

پنجشنبه 7 مرداد 1389

نوع مطلب :
نویسنده :علیرضا ح-ر

تصور کنید در مقابل فردی ایستاده اید که حال سر پا ایستادن را هم ندارد. شل، وارفته، بی حال و خسته، رو در روی شما ایستاده است و وقتی که تصمیم می گیرد چیزی بگوید، از روی بی حوصلگی نیمه و نصفه حرف می زند و بیشتر پاسخهای شما را با اشارۀ سر می دهد.

مطمئنم که هیچ کس دوست ندارد که حتی از چند متری چنین آدمی بگذرد. حالا چه برسد به اینکه بخواهد با او در زیر یک سقف مشترک همکاری کند و یا در ارتباط باشد. دلیل این امر به خوبی روشن و معلوم است. حال بد و یا حال خوب به سرعت به دیگران سرایت می کند و بر روی اوضاع و احوال دیگران تأثیرات منفی یا مثبت می گذارد. اگر این گفته را باور ندارید، از همین لحظه تا آخر امروز، به هر کسی که با او روبرو می شوید، لبخند بزنید.

آدمهای همیشه بی حال و حوصله، همیشه و در همه جا هستند. در خانه، در محل کار، در دانشگاه، در تاکسی، در مترو، در مغازه ها، در ادارات و ... بیشتر این آدمها هم مشغول به شغلی هستند که یا ازآن بیزارند و یا اینکه شغلشان از آنها بیزار است. (کسی چه می داند شاید علت این بی حالی و بی انرژی بودن آنها همین شغلشان باشد!)

در مقابل این تیپ آدمها، آدمهایی هستند که غالباً سرزنده و شادابند. همیشه در حال حرکت و امیدوارند. حال خوب آنها تو را هم سر شوق می آورد و همیشه از درکنار آنها بودن لذت می بری. اینگونه آدمها هم، همیشه در همه جا هستند.

شما دوست دارید با کدام یک از این دو دسته در ارتباط باشید؟ دوست دارید پای صحبت کدام یک از آنها بنشینید؟ کدام یک را برای همکاری و یا همراهی انتخاب می کنید؟

یک نتیجۀ کلی

سرزنده و پر انرژی بودن بودن بهتر از همیشه بی حال و کم انرژی بودن است. افرادی که از جنب و جوش و انرژِی بیشتری برخوردارند، راه حلها را زودتر پیدا می کنند، امیدوارترند، قدرت بیشتری برای حل مشکلات دارند، موفق ترند و بیشتر مورد توجه و پذیرش جامعه هستند.

دربارۀ خودمان

اگر پر انرژی بودن برای یک پزشک، مهندس، راننده، کارمند بخش بایگانی، پلیس و ... خوب است و بهتر است که در بیشتر اوقات اینگونه باشند، برای کسانی مثل ما که در حرفه های بازاریابی، فروش، ویزیتوری، مدیریت و ... مشغول به کارند، یک اصل مهم، حیاتی، همیشگی و کاربردی است.

اجازه بدهید تا آب پاکی را به روی دستهایتان بریزم؛ هیچ بازاریاب، فروشنده و یا ویزیتوری حق ندارد کم و یا بی انرژی باشد. چرا؟ دقیقاً به این دلیل که خستگی، خستگی می آورد و شادابی، شادابی. به همین دلیل، در کنار فراگیری مهارتهای دانشی و تجربی در حرفۀ ویزیتوری، چگونگی پر انرژی بودن و مدیریت کاربست این انرژی و همچنین چگونگی نمودار ساختن و استفاده از آن برای گرفتن نتایج مطلوب کاری، مهارتی است که می بایست فراگرفته شود و به کار برده شود. چرا؟ آیا شما به عنوان یک مشتری دوست دارید با یک ویزیتور و یا فروشندۀ بی حال، نچسب و کم انرژی روبرو شوید؟ آیا از چنین فردی چیزی را هم خریداری می کنید؟ لطفاً هر چه را برای خود می پسندیم، برای دیگران هم بپسندیم. اینطوری بهتر نیست؟ تضمین می کنم و تعهد محضری می دهم که افراد عادی و آقای مهم (یعنی خانم و یا آقای مشتری) از رویارویی با جماعت ویزیتورها و فروشندگان بی انرژی و خسته و نا امید فراری اند و دوست دارند تا آخر عمرشان با هیچ یک از آنها روبرو نشوند.

اگر با انرژی باشیم،

کارهایمان بهتر انجام می شود.

نتایج بهتری از انجام کارهایمان به دست می آوریم.

دیرتر خسته می شویم، بیشتر تلاش می کنیم، در نتیجه میزان درآمدمان بالاتر می رود.

مشکلات را با راه حلهای بیشتر و بهتری حل می کنیم.

خاطره ای خوب و مثبت و شخصیتی قابل اعتماد و احترام در اذهان مشتریانمان به جای می گذاریم. و به این ترتیب برای خود یک مزیت رقابتی خلق می کنیم.

کمتر نه می شنویم.

در محیط کاری، فرد مورد اعتماد همکاران و مدیرمان می شویم و ...

و همچنین مشتریانمان،

از ارتباط با ما خسته نمی شوند و فکر فرار از ما و حس پیچاندن را از خود دور می کنند.

از ما خوششان می آید و می توانند بیشتر به ما اعتماد و توجه کنند.

از دیدن دوبارۀ ما عزا نمی گیرند.

حرفهای ما را بهتر درک می کنند و در نتیجه زودتر به نتیجۀ نهایی می رسند.

از اینکه با کسی در ارتباطند که نشان می دهد به شغل و حرفۀ خود ایمان دارد، لذت می برند.

نمایشگاه انرژی

انرژی در حالتهایی مثل همیشه متبسم بودن، شاداب و سرزنده بودن، مذاکره کردن به صورت فعال، پویا و هوشمندانه، کمتر خسته و ناامید شدن، تعداد قرار ملاقاتها و تلاشهای کاری بیشتر، کمتر خمیازه کشیدن و حساب بانکی چند رقمی، نمود پیدا می کند.

یکی از حالتهای نمود انرژی برای یک ویزیتور و یا بازاریاب این است که وقتی به مدیر خودش می گوید: «می خواهم اینجا را ترک کنم»، مدیرش سعی می کند چهرۀ خود را بی تفاوت نشان دهد ولی اگر کسی دور و برش نباشد، می نشیند و های های گریه می کند.

یک نکتۀ مهم

انرژی در درون هر فرد به میزان کافی وجود دارد، این به خود ما بستگی دارد که تا چه میزان و به چه اندازه از مخازن انرژی درونی خود بهره بگیریم. به عبارت دیگر می گویم که مخازن انرژی درست در درون ما قرار گرفته اند و عوامل بیرونی تنها میزان خروج انرژی از این مخازن را کم و زیاد می کنند ولی انرژی نمی آفرینند.

مدیریت انرژی  

مواظب باشید که دریچۀ تنظیم خروج انرژی در مخازن درونی خود را تحت کنترل و اختیار خود درآورید.

از محیطهای منفی و بیش از حد منطقی و واقع گرا دوری کنید. این محیطها مخازن انرژی شما را می ترکانند.

تا می توانید مسائل را ساده کنید و راهها را برای خود هموار کنید، زندگی را جدی بگیرید و لی آن را سخت نگیرید.

با خودتان رفتاری محترمانه و گفتگویی مناسب داشته باشید.

خنده را فراموش نکنید. فکر نکنید کسانی که به موقع و مناسب می خندند، لوده و بی کلاس هستند.

هدف داشته باشید و در راه رسیدن به آن بجنگید.

امید و توکلتان را از دست ندهید و همواره به میزان آن اضافه کنید.

انرژی خود را درست خرج کنید. نه ولخرج باشید و نه خسیس باشید.

انرژی خود را صرف حاشیه های بی ارزش نکنید.

متمرکز باشید.

به موقع استراحت و تفریح کنید و به موقع تلاش کنید.

ورزش و جسم سالم آفرینندۀ انرژی است.

به دیگران به موقع، به اندازه و هوشمندانه کمک کنید.

در روزهای نا امیدی، از مخازن انرژی خود به خوبی استفاده کنید. لذت جنگیدن تا لحظۀ آخر را از دست ندهید.

همیشه به یاد داشته باشید هر روز یک روز مجزا از روزهای قبل و بعد خودش است.

همیشه حتی وقتی که بی انرژی و بی حال و حوصله هستید، مثل روزهایی که پرانرژی هستید راه بروید.